۱۳۹۶ مرداد ۵, پنجشنبه

بحران آب | 4 خبر در یک روز





تنازع بین پنج استان حوضه قزل‌اوزن (کردستان، زنجان، آذربایجان شرقی، اردبیل و گیلان) برای احداث سدهای غلط و حفر چاه‌های غیراصولی و طرح‌های آبزی‌پروری، برای حبس کردن بیشترین سهم از آب قزل‌اوزن در مخازن سدها و پروژه‌های آبی، نتیجه‌ای جز مرگ و ویرانی برای ساکنان آن نخواهد داشت و این شرکت‌های رانت‌خوار خواهند بود که با مشت‌های پر از پول، بر نعش سرزمین‌های مرده خواهند نگریست و به هیاهویی ساختگی که جیب شرط‌‌بندی آن‌ها را پر کرده است، لبخندی از رضایت خواهند زد، در حالی که نتیجه مسابقه سازه‌های آبی برای هر پنج استان، باخت - باخت خواهد بود! – روزنامه مردم‌نو

مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان زنجان گفت: تابستان امسال 164 روستای زیرپوشش این شرکت به علت کمبود آب و فرسودگی تاسیسات با بحران آب روبرو هستند – ایرنا

مدیرعامل شرکت آب منطقه ای استان زنجان گفت: بارندگی‌های امسال (از مهر 95 تا 25 تیر امسال)  نسبت به سال گذشته 27 درصد کاهش داشته است – ایرنا 

مدیرکل دفتر امور بیابان‌های سازمان امور جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: 38 درصد اراضی استان زنجان ریسک بیابانی شدن دارد - ایسنا

۱۳۹۶ مرداد ۴, چهارشنبه

مصیبتی زیر سایه مصیبتی





خبر به اندازه کافی تلخ و غم‌انگیز و ویرانگر است؛ 29 تیرماه (پنج‌شنبه‌ای که گذشت) سارقان خودرو، خودروی پدر «بنیتا» را در تهران، از دم در می‌دزدند؛ وقتی پدر از خودرو پیاده شده بوده تا در پارکینگ را ببندد و «بنیتا» داخل ماشین بوده ... سارقان خودرو را رها می‌کنند بدون آن که فکری برای حال و نجات بنیتا بکنند؛ حالا خبر رسیده جسد بنیتای  هشت ماهه را پیدا کرده‌اند داخل ماشین؛ در تنهایی و گرسنگی و تشنگی، دردی بر دوش ناتوان‌اش بوده که تاب آن نداشته ... اصلا لازم نیست پدر یا مادر بوده باشید تا آوار اندوه را بر جان و دل‌تان درک و حس کنید و بدانید خانواده بنیتا در این 6 روز چه کشیده‌اند و بعد از این، با داغی چنین جان و جگرسوز، چه خواهند کرد. و این‌ها همه در حالی که داغ آتنا اصلانی هنوز تازه است.

محصول چنین وضعی، ناامن شدن جامعه است به خاطر زخم‌هایی که روان جامعه را دریده است؛ این ناامن شدن، باعث خواهد شد آزادی‌های معمولی‌ و مشروع‌مان را نیز به دست خود، سرکوب کنیم. بدبختی بزرگتر این است که برای مهار این وضعیت، نشانه‌ای از چاره‌اندیشی‌های موثر به چشم نمی‌خورد؛ مصیبتی را با خبر مصیبت تازه‌تر از یاد می‌بریم و شهوت جنایت همچنان مجال پرواز بر بالای شهر و روستاهایمان پیدا می‌کند. به اقتضائات سیاسی و ایدئولوژی‌اندیشی، خواسته و ناخواسته، علت‌ها را فرو می‌گذاریم و معلول‌ها را جایگزین می‌کنیم. سامان تربیت از هم گسیخته و در نزاع بین قربانی و مجرم، آوار توجه بر سر گناه کرده و نکرده قربانی‌ست که فرو می‌ریزد. این چاره نیست؛ این بی‌چارگی است. این نشانه اضمحلال است.


پیام دریافتی: در آمریکا سیستمی هست به نام amber alert که وقتی چنین اتفاقی میفته پیام هشدار می‌فرسته روی تمام موبایل‌های اون منطقه و گوشی هم یک صدای آلارم خیلی بلند میده. اینجور مردم میتونن فورا ماشین بچه‌دزد رو گزارش بدن. فکر کنم اگه ایران همچین سیستمی داشت احتمالا این اتفاق نمیافتاد.

منبع خبر: +

طرح صفحه اول روزنامه جوان - 5 مرداد 96

۱۳۹۶ مرداد ۳, سه‌شنبه

خواسته – نیاز





مصطفی ملکیان

خواسته به چیزی در زندگی انسان اطلاق می‌شود که انسان تا زمانی که به آن نرسیده، احساس رنج می‌کند، اعم از این که وقتی به آن رسید احساس لذت بکند یا نکند. اما نیازهای آدمیان به چیزهایی اطلاق می‌شود که بدون آنها بقای زندگی به خطر می‌افتد. اگر به فردی آب و خوراک نرسد، اگر فردی پوشاک و مسکن نداشته باشد، استراحت نداشته باشد، بقای کمّی و کیفی زندگی او به خطر می‌افتد ... همه انسان‌ها از خواسته‌های خود آگاهند اما این سخن به هیچ‌وجه در باب نیازهای انسان صادق نیست ... ممکن است در جایی نیازی وجود داشته باشد و شخص نیازمند خبر نداشته باشد که به آن چیز نیاز دارد یا در جایی شخصی به چیزی نیاز نداشته باشد و گمان کند که به آن چیز نیاز دارد ... انسان‌ها در باب نیازهایشان ممکن است خطا بکنند چنان که در اغلب موارد نیز انسان‌ها در تشخیص نیازشان خطا می‌کنند ... هرکسی متخصص خواسته‌های خودش است اما شناخت نیازها نیازمند رجوع به متخصص است ... دنبال کردن خواسته‌ها گاهی به سود آدمی است و گاهی به زیان او، اما دنبال کردن نیازها همیشه به سود آدم است ...  اخلاق در تزاحم میان نیاز و خواسته، می‌خواهد به ما بگوید که از نیازت طرفداری کن و در مقابل خواسته‌ات بایست ... اگر خواسته‌های شهروندان با نیازهای‌شان منافات داشت دولت وظیفه اخلاقی دارد که در برابر خواسته‌های مردم به نام برآوردن نیازهای آنها بایستد. از همین حیث جیه‌المله‌ ها در علم سیاست با خادم‌‌المله‌ ها فرق می‌کنند. سیاستمدار وجیه‌المله به دنبال تحقق خواسته‌های مردم می‌رود چون می‌خواهد وجاهتش را پیش مردم حفظ کند. او خواسته‌های مردم را رصد می‌کند و حتی اگر این خواسته‌ها خلاف نیاز و عقلایت بود باز همان‌ها را شعار می‌هد تا وجیه‌المله باشد اما سیاستمدار خادم‌المله می‌خواهد به مردم خدمت بکند و بنابراین به دنبال برآوردن نیازهای مردم می‌رود .... سیاستمداران باید پنج دسته نیازهای جسمانی، ذهنی، روانی، ارتباطی و اجتماعی و احتمالا معنوی و روحانی را بشناسد و برای شناختن این، انبوهه‌ای از علوم و معارف مورد نیاز است. بنابریان کافی نیست که رژیم سیاسی اراده کند به طرف برآوردن نیازها، و نه خواسته‌ها، برود. تحقق این اراده نیاز به متخصصانی در علوم و معارف انسانی دارد ... اگر یک نظام سیاسی ایدئولوژیک باشد اصلا نمی‌تواند نیازهای مردم را برآورده کند چون نیازها لحظه به لحظه در حال کشف شدن‌های جدید هستند. ایدئولوژیک بودن در #دو_ادعا نهفته است: یکی اینکه حقیقت آشکار است و نیاز به مطالعه و تحقیق و ناخنک زدن و سرک کشیدن ندارد و دوم این‌که حقیقتِ آشکار، پیش ماست ... دولتی که بخواهد اخلاقی باشد باید به نیازهای شهروندانش توجه کند و به این منظور باید به صاحب‌نظران فراوانی در میان فرزانگان و عالمان علوم تجربی و انسانی و فلاسفه و عارفان مراجعه کند. با این حال برآوردن همه نیازهای مردم نیز بر عهده دولت نیست ...


* خلاصه‌ای از سخنان استاد ملکیان به بهانه انتشار کتاب «سیاست شادکامی» | منبع: مجله اندیشه‌پویا، ش 43 (خرداد و تیر 96)، ص 110

کارتون: یوری کوزوبوکین - اکراین